درباره کنفرانس RCM آذرماه تهران

اين همايش كه در آذرماه امسال ( 1388 ) در تهران برگزار شد  كه بنده نيز مقاله اي را تحت عنوان :

يكپارچه سازي سيستمهاي نت ( RCM - TPM - CMMS ) در سازمانهاي ممتاز

را در روز دوم همايش ارائه نمودم  وليكن داراي نقاط قوت و ضعفي بود . البته من هميشه قسمت پر ليوان را مي نگرم وليكن بخاطر دلجويي از دوست گراميم آقاي برزگر مجبورم مطالبي را درج نمايم .

 

نقاط قوت :

اولين همايش تخصصي در اين رابطه در كشور بود

جرات برگزاركنندگان جهت برگزاري اينگونه همايشها  كه از ابتدا مشخص است تعداد زيادي در آن شركت نخواهند نمود .

معرفي يك سيستم نت جديد جهت آشنايي شركت كنندگان براي بستر سازي و رشدفرهنگ نت در كشور

تشكيل دو كارگاه تخصصي RCA , LCC در اين همايش

نمايش كليپها و فيلمهاي آموزشي در اين رابطه

برگزاری مسابقه ای در زمینه مطالب گفته شده با اعداء سه جایزه نفیس

براي مطالعه نقاط ضعف ادامه مطلب را بخوانيد ؟ !

ادامه نوشته

اصلاح الگوی مصرف از نگاه تصویر

اصلاح الگوي مصرف

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

اسلایدی از یکی از دوستان ( سبزه ژرور ) به دستم رسید که آقای رضایی تهیه کننده آن هستند . آنچه بسیار جالب است اینکه این اسلاید داستان زندگی دو رقیب و طرز برخورد آنها با هم است دریچه ای برای تفکر بین خصومت و رقابت . خوبست شما هم آن را ببینید .

اسلاید را از اینجا دانلود نمایید

ثروتمند و فقیر

 دیروز ایمیل جالبی از یکی از دوستان به دستم رسید ( سبزی پرور ) در باره ثروتمند و فقیر که در زیر می خوانیم :

فقیر و ثروتمند

پدر يک خانواده خيلي ثروتمند پسرش را به قصد نشان دادن و توضيح دادن اينکه چگونه فقرا زندگي ميکنند به يک سفر خارج از شهر برد آنها چند روز و شب را در مزرعه اي که  ظاهرا به يک خانواده خيلي فقير تعلق داشت گذراندند در برگشت از سفرشان، پدر از پسرش پرسيد مسافرت چگونه بود؟  -عالي بود، پدر.پدر پرسيد : آيا ديدي که فقرا چگونه زندگي مي کنند؟

پسر گفت: بله پدر پرسيد: بنابراين بگو ببينم چه چيزي از اين سفر آموختي؟ پسر پاسخ داد:  من ديدم که ما يک سگ داريم و آنها چهارتا؛ ما يک استخر در ميان باغمان داريم و آنها  نهري دارند که پايان ندارد

...ما يک چراغ در باغمان قرار داده ايم و آنها نور ستارگان زيادي را در شب دارند. بالکن ما تا به حياط جلوئي مي رسد ولي آنها تمامي افق را دارند. ما يک قطعه کوچکي از زمين را براي زندگي داريم ولي آنها يک زميني دارند که تا به دور دستها ادامه دارد...

...ما يک خدمتکار براي انجام کارهايمان داريم، ولي آنها ديگران را خدمت مي کنند.ما غذايمان را مي خريم، اما آنها آن را

مي رويانند. ما براي حفاظت خودمان، ديوارها بر دور ملک خود کشيده ايم، در حاليکه آنها براي حفاظتشان دوستان بسيار دارند.

پدر آن پسر حرفي براي گفتن نداشت.

سپس پسرش اضافه کرد: پدر متشکرم که به من نشان دادي که ما چقدر فقير هستيم

آيا اين صحنه تعجب آور نيست؟

تعجب خواهيد کرد که چه اتفاقي خواهد افتاد اگر براي تمام چيزهائي که داريم شکر گذار باشيم، بجاي اينکه نگران چيزهائي باشيم که نداريم.

براي تک تک چيزهائي که داريد قدردان باشيد!