بهره وری
هفته اول خردادماه هرسال، بهعنوان هفته بهرهوري در كشور، تعيين و نامگذاري شده است و معمولا در طي اين مدت رسانه هاي گروهي حداقل براي يك روز هم كه شده، به انتشار و ارائه مطلب در اين زمينه مي پردازند و مطابق با سنت گذاشته شده دو روز از اين روزها سمينار ملي بهرهوري در كشور برگزار مي شود. اما پس از هفته بهرهوري، انگار كه مسئله حل و فصل شده و ضرورت خود را از دست داده، لذا تا سال بعد بايگاني مي شود.
بهرهوري را كار هوشمندانه تعريف كردهاند، براين اساس هراندازه سهم تفكر، تعقل، انديشه و تدبير در فعاليت انسانها افزايش يابد ميتوان به بازدهي بيشتر آن اميدوار بود و هراندازه اين سهم كاهش يابد طبيعتا متناسب با آن، بازدهي فعاليتها كاهش خواهد يافت. لذا بهرهوري تداعيكننده عمل توام با تفكر است. بنابراین سازمانهایی که مدیریت آنها بر اساس دانش است ، بهره وری پیشرفت چشمگیری خواهد داشت .
دانش بدون انسان معنايي ندارد . انسان بازيگر اصلي در خلق ، ذخيره سازي ، انتشار و بكارگيري دانش است دانش ، نه فقط در افراد مجزا ، بلكه در گروههاي انساني ، در اجتماعات و بالاخره در روابط بين سازمانها نهفته است و بطور خلاصه ، در سازمان دانش محور ، دانش ، مهمترين دارايي سازمان است . يادگيري ،مهمترين مهارت انسانهاست و بالاخره انعطاف و تغيير ، شرط لازم ماندگاري و موفقيت است .بنابراين ، اين سؤال پيش مي آيد كه آيا ما در سازمان خود ، سرمايه هاي دانشي مان را تحت كنترل داريم
مديريت دانش ، يعني مديريت سرمايه هاي پنهان از ابتدا تا انتهاي دوره حيات آن . به تعبير واضح تر ، مديريت دانش ، شامل : خلق دانش ، كسب دانش ،ذخيره سازي دانش ،انتشار و به اشتراك گذاري دانش و بالاخره به كارگيري دانش است . سازمان بايد بخوبي بتواند دانش مورد نياز خودرا شناساييو در صورت لزوم آن را خلق كند . يا اينكه از منابع دانش خارج ازسازمان كسب نمايد . دانش خلق يا كسب شده ، بايد با نيازهاي شما تطبيق داده شده و به تعبيري آماده شود و به صورت مناسب ذخيره گردد تا در زمان و مكان و شرايط مورد نياز مورد استفاده قرار گيرد . دراين بين ، دانش نبايد به صورت آب راكد در جايي محبوس شود . دانش بايستي مانند يك چشمه جوشان در سازمان ( در هر زمان و هر جايي كه نياز است ) جريان داشته باشد و همه كساني را كه تشنه آن هستند ، سيراب كند . همانطور كه آب راكد ارزش چنداني ندارد و بعد از مدتي مي گندد ، دانش به اشتراك گذاشته نشده هم ارزش چنداني ندارد و سر منشاء خير و بركت زيادي نخواهد بود .و اينگونه است كه حضرت اميرالمؤمنين علي ( ع ) مي فرمايند : " زكات علم نشر آن است . "
همانطور که می دانید بهره وری ( Effeciency ) تلفیقی از کارآیی ( performance ) و اثربخشی ( Effectivness ) است . اگر افزایش کارآیی سیستم بر روی ورودیها در یک پروسه تولید به ارزش افزوده خواهیم رسید . حال اگر این محصول نظر مشتری را برآورده ساخته و موجب رضایت مشتری باشد گوئیم که به بهره وری رسیده ایم درغیر اینصورت ممکن است کارآیی سیستم ما خیلی بالاباشد ولی باعث بهره وری نشود . جهت اطلاع بیشتر در این مورد می توانید به بحثهای فرآیند گرایی مراجعه نمائید . چندی بیش در سایت بتسا نموداری نظرم را جلب کرد که بد نیست در اینجا با توجه به موضوع مورد بحث ، نظری بیندازیم
در این نمودار مقایسه ای بین سیستم قدیم و دیدگاه جدید در مورد بهره وری و کارآیی شده است این دیدگاه مقایسه خود را بصورت زیر ارائه داده است :
بهره برداری هم ارز قابلیت دسترسی
عملکرد هم ارز سرعت
کیفیت هم ارز روش سطح
بنابراین در سیستم TPM ما با اطلاعات از روشهای قدیمی می توانیم این سیستم را بهتر درک کرده و درسازمان خود ترویج دهیم . این یکی از سئوالاتی است که شاید خیلی از دوستان قبلا" به آن اشاره فرموده اند که آیا سیستم TPM را در شرکتهای ایرانی می توان به کار بست . که به نظر بنده با توجه به تجربه اندک خود می گویم : آری .
آموزش . مشاوره . تدوین روشهای اجرایی و استقرار سیستمهای 5S ,CM ، PM , TPM , ...