اگر از دید مصرف کننده بنگریم شاید بتوان کیفیت را اینگونه تعریف نمود :

شایستگی محصول جهت استفاده مشتری

اما سازمان بین المللی استاندارد ISO کیفیت را اینچنین تعریف می کند :

 مجموعه عوامل و مشخصه های یک محصول که مربوط به توانایی در برآوردن نیازهاو یا نتظارات است که از آن وجود دارد .

بطور کلی کیفیت دو نوع است :

کیفیت انطباق و کیفیت طراحی.

کیفیت طراحی در تفاوت بین محصولاتی که از یک نوع در بازار وجو دارند  نمود پیدا می کند .هدف نهایی در این نوع كيفيت عملكرد مناسب محصول است .

كيفيت انطباق يعني اينكه محصول تا چه حد با مشخصه هاي مهندسي و تلرانسهاي طراحي شده مطابقت دارد . انطباق به عواملي چون :

 آموزش نيروي انساني - فرآيند مناسب - سيستم كيفيت - تجهيزات ساخت و اندازه گيري و ... بستگي دارد .

كيفيت يك ماهيت چندگانه دارد مانند :

عملكرد : آيا محصول مي تواند وظيفه مورد نظر را انجام دهد ؟

قابليت اطمينان :هر چند وقت يكبار محصول خراب مي گردد ؟

قابليت تعمير پذيري : آيا بسادگي قابل تعمير است ؟

قابليت دوام : مدت عمر محصول تا چه زماني است ؟

زيبايي : شكل ظاهري محصول چگونه است ؟

و ....

سطح كيفيت يك محصول با مجموعه ويژگيهايي به نام مشخصه هاي كيفي ارزيابي مي شود . اين مشخصه ها همان عواملي هستند كه خواسته ها و نياز هاي مشتري را برآورده مي نمايد .

مشخصه هاي كيفي بر سه نوعند :

فيزيكي : طول . وزن . ولتاژ . دما و ..

حسي : رنگ . مزه . سكل ظاهري و ...

وضعيت زماني : قابليت نگهداري . قابليت اطمينان و ...

از آنجايي كه امروزه كيفيت به عنوان عامل اصلي در تصميم گيري مشتريان در مرحله ارزيابي و انتخاب محصول مي باشد . سازمانها به منظور پيشي گرفتين از رقباي خود در پي بهبود كيفيت هستند. حتي اكثر سازمانها استراتژي تجاري خود را بر مبناي بهبود كيفيت قرار داده اند . دلايل گوناگوني براي چنين نگرشي وجود دارد كه مي توان به موارد زير اشاره كرد :

۱- ارتقاء سطح آگاهي و شناخت مشتري نسبت به كيفيت و عملكرد محصول

۲- بازده خوب مالي در نتيجه افزايشكيفيت و كاهش هزينه هاي توليد

۳- افزايش هزينه نيروي كار . انرژي و ..

۴ - تنگ تر شدن عرصه رقابت در بازارهاي جهاني

 ۵- بهبود قابل توجه در زمينه هاي بهره وري با بكار گيري برنامه هاي بهبود و ابزارهايي چون شش سيگما